منظور از الفاظى كه تلاوت مىشود معناى ظاهرى الفاظ است ، براى اينكه امام عليه السّلام در مقام شمردن چهار معنا است ، و تلفظ كه كار زبان است جزء معانى نيست .
در نتيجه منظور از فهم هم كه امام باطن را به آن معنا كرده معناى باطنى آن ظاهر است ، و منظور از احكام حلال و حرام كه كلمه « حد » را به آن معنا كرده ظاهر معارف دينى است ، كه همه كس آن را مىفهمد ، البته اين ظاهر در يك مرتبه نيست ، بلكه براى عامه مردم مرتبهاى دارد ، و براى خواص مراتبى عالىتر ، و در مقابل مطلع كه مرتبه عاليه از معارف است ، ممكن هم هست بگوييم حد و مطلع كه در كلام امام معناى سوم و چهارم قرار دارند ، و دو امر نسبى هستند ، همچنانكه دو معناى اول يعنى ظاهر و باطن هم گفتيم دو امر نسبىاند ، پس هرمرتبه بالاتر ، نسبت به پائينتر مطلع است ، و همچنين هر مرتبه پايينتر نسبت به بالاتر حد است .
و كلمه « مطلع » - به ضم ميم و تشديد طاء و فتح لام - اسم مكان از اطلاع است و معناى محل اطلاع را مىدهد . ممكن هم هست آن را به فتح ميم و سكون طا و فتح لام تلفظ كنيم ، كه در اين صورت اسم مكان از طلوع مىشود ، و معناى محل طلوع را مىدهد كه به فرموده امام عليه السّلام منظور خداى تعالى از بندهاش همين است .
و درباره اين امور چهارگانه در حديث نبوى معروف ، چنين آمده : به درستى كه قرآن بر هفت لهجه نازل شده و براى هرآيهاش ظاهرى و باطنى و حدى مطلع ( و در روايتى ديگر ) و حدى و مطلعى است .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٣٦٥