آخرش درباره چيز سومى باشد ، با اينكه يك كلام است ، و اول و وسط و آخرش متصل به هم است ، در عين حال بر چند وجه گردانده مىشود .
و باز در همان تفسير « 1 » از همان جناب ، روايت آورده كه در حديثى فرمود :
اگر بنا بود آيهاى كه درباره مردمى نازل شده با مردان آن مردم از بين برود ، چيزى از قرآن باقى نمىماند ، ولى قرآن طورى است كه اولش - يعنى عصر نزولش - و آخرش - يعنى اعصار بعدش - تا زمانى كه آسمان و زمين برجاست را يك جور شامل مىشود ، و براى هرقومى آيهاى است كه تلاوتش مىكنند ، حال يا آيه از خير آنان خبر مىدهد و يا از شرشان .
و در معانى الاخبار « 2 » از حمران بن اعين روايت آمده كه گفت : من از امام باقر عليه السّلام از ظهر و بطن قرآن پرسيدم ، فرمود : منظور از ظاهر قرآن كسانى هستند كه قرآن درباره آنان نازل شده ، و منظور از بطن آن آيندگانى هستند كه عمل همان كسان را انجام مىدهند ، و قرآن شامل آنان مىشود .
و در تفسير صافى « 3 » از على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : هيچ آيهاى نيست مگر آنكه چهار معنا دارد ، يكى ظاهر ، دوم باطن ، سوم حد ، چهارم مطلع ، ظاهر قرآن همان الفاظى است كه تلاوت مىشود ، و باطنش فهم ، و حدش احكام حلال و حرام ، و مطلعش آن چيزى است كه خداى تعالى به وسيله آيه از بندهاش خواسته است .
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى : 1 / 10 ، ح 7 .
( 2 ) . معانى الاخبار : 259 ، ح 1 .
( 3 ) . تفسير صافى : 1 / 18 .