تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
آن ، دعوت سوى خدا و صراط مستقيم او است ، اين هدف واحد را با هفت قسم بيان دنبال مىكند ، ممكن هم هست از اين روايت استفاده كنيم كه اصول معارف الهيه منحصر در امثال است ، چون بقيه - يعنى امر ، نهى ، ترغيب ، ترهيب ، جدل ، و قصص - معارف الهيه نيستند ، بلكه معارف الهيه راجع به مبدأ و معاد را براى بشر ممثل مىسازند .

فلسفه استفاده قرآن مجيد از دو راه ظاهر و باطن

انسان در زندگى ابتدايى خويش كه دنيوى و موقتى است مانند يك حبابى خيمه هستى خود را روى درياى بيكران ماده زده در همه فعاليت‌هايى كه در مسير وجود مىكند سر سپرده امواج خروشان اين درياى بيكران است و سرو كار با ماده دارد . حواس بيرونى و درونىاش به ماده و ماديات مشغول و افكارش نيز پاىبند معلومات حسىاش مىباشد ، خوردن و آشاميدن و نشستن و برخواستن و گفتن و شنودن و رفتن و آمدن و جنبيدن و آرميدن و بالاخره همه فعاليت‌هاى زندگى را روى ماده انجام مىدهد و فكرى جز اين ندارد . و گاهى كه پاره‌اى از معنويات را مانند دوستى و دشمنى و بلندى همت و بزرگى مقام و نظائر آنها تصور مىكند ، اكثريت افهام آنها را به واسطه مجسم ساختن مصداق‌هاى مادى در نظر تصور مىكنند چنان‌كه شيرينى پيروزى را با شيرينى قند و شكر و جاذبه دوستى را با كشش مغناطيس و بلندهمتى را با بلندى مكان يا جاى يكى از ستارگان و بزرگى مقام را با بزرگى كوه يا نظير آن حكايت مىنمايند .