ظاهر و باطن « 1 »
در تفسير عياشى « 2 » از فضيل بن يسار روايت شده كه گفت : من از حضرت ابى جعفر عليه السّلام از معناى اين روايت سؤال كردم ، فرمود : هيچ آيهاى در قرآن نيست مگر آنكه ظاهرى و باطنى دارد ، و هيچ حرفى نيست مگر آنكه حد و مرزى دارد ، و براى هرحدى سرآغاز و مطلعى است . پرسيدم : منظور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ظاهر و باطن قرآن چيست ؟ فرمود : منظور از ظاهر قرآن الفاظ نازل شده آن است ، و منظور از باطن قرآن معانى الفاظ است ، كه در مورد خبرهاى قرآن بعضى از آن معانى رخ داده ، و بعضى بعدا رخ مىدهد ، و قرآن با گردش و جريان خورشيد و ماه جريان دارد ، در هرچرخى كه آنها مىزنند ، و حوادثى مىآورند ، پيشگفتهاى از قرآن محقق مىشود ، همچنانكه خداى تعالى در اين مورد فرموده :
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
و آن ماييم كه تاويل قرآن را مىدانيم .
اين روايت ، همان مطلبى را افاده مىكند كه اهل سنت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با عباراتى مختلف نقل كردهاند و دو تا از آن عبارات را تفسير صافى « 3 » نقل كرده است .
هامش
( 1 ) . ترجمه تفسير الميزان : 3 / 111 ؛ قرآن در اسلام : 27 .
( 2 ) . تفسير عياشى : 1 / 11 ، ح 5 .
( 3 ) . تفسير صافى : 1 / 18 .