و معلوم است كه اين علت عين خود آن عمل نيست ، ولى به وسيله عمل و يا ترك نامبرده حكايت مىشود ، و فعل يا ترك متضمن آن و حافظ آن است .
پس هرچيزى كه تأويل دارد چه حكم باشد و چه قصه و يا حادثه ، وقتى تأويلش - و يا علت بوجود آمدنش ، و يا منشاش - تغيير كرد ، خود آن چيز هم قهرا تغيير مىكند .
به همين جهت است كه مىبينيد خداى تعالى در آيه شريفه :
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ، ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ ، وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ
بعد از آنكه مساله بيماردلان منحرف را ذكر مىكند ، كه به منظور فتنهانگيزى از آيات متشابه معنايى را مورد استناد خود قرار مىدهند كه مراد آن آيات نيست ، اين معنا را خاطرنشان مىسازد كه اين طايفه جستجوى تأويلى مىكنند كه تأويل آيه متشابه نيست ، چون اگر آن تأويلى كه مورد استناد خود قرار مىدهند تأويل حقيقى آيه متشابه باشد ، پيروى آن تأويل هم پيروى حق و غير مذموم خواهد بود ، و در اين صورت معنايى هم كه محكم بر آن دلالت مىكند و با اين دلالت مراد متشابه را معين مىنمايد مبدل مىشود به معنايى كه مراد متشابه نيست ، ولى اينان از متشابه ، آن را فهميده و پيروى نمودهاند .