و تأويل آياتش هستند ، با اين حال اگر احيانا در جايى دچار شبهه شدند توقف مىكنند ، زيرا بر خلاف آنهايى كه در دل انحراف دارند ، اينان در مقابل خداى تعالى تسليم هستند .
اما بايد توجه داشت كه قرآن كريم علم تأويل را تا حدودى براى غير خدا هم اثبات كرده است . در بيان اين مطلب بايد بگوييم : آيات مربوط به تأويل دلالت دارد بر اينكه تأويل عبارت است از امر خارجى ، كه نسبتش به مدلول آيه نسبت ممثل به مثل است .
پس امور خارجى نامبرده هرچند مدلول آيه نيستند ، به اين معنا كه لفظ آيه دلالت بر آن امر خارجى ندارد ، ولى از آن حكايت مىكند و آن امور محفوظ در الفاظ هستند ، و آيات به نوعى از آن امور حكايت مىكند ، نظير مثل معروف كه گفتهاند : " در تابستان شير را فاسد كردى " و اين را به كسى مىگويند كه اسباب و مقدمات امرى را قبل از رسيدن وقت آن از دست داده باشد . و اين مضمون با مواردى كه براى آن مثال مىزنيم تطبيق نمىكند ، و در اين موارد هرچند شيرى و تابستانى در كار نيست ، ولى در عين حال وضع شنونده را در ذهن او ممثل و مجسم مىكند .
مساله تأويل هم از همين باب است ، حقيقت خارجيه كه منشأ تشريع حكمى از احكام و يا بيان معرفتى از معارف الهيه است ، و يا منشأ وقوع حوادثى است كه قصص قرآنى آن را حكايت مىكند ، هرچند امرى نيست كه لفظ آن تشريع ، و آن بيان و آن قصص بهطور مطابقه بر آن دلالت كند ، ولى همينكه آن حكم و بيان و حادثه از آن حقيقت خارجيه منشأ گرفته ، و در واقع اثر آن حقيقت را به نوعى حكايت مىكند مىگوييم : فلان حقيقت خارجيه
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٣٥٩