تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
تأويل فلان آيه است ، هم‌چنان‌كه وقتى كارفرمايى به كارگرش مىگويد : آب بيار ، معناى تحت اللفظى اين كلمه اين نيست كه من براى حفظ و بقاى وجودم ناگزير بودم بدل ما يتحلل را به جهاز هاضمه خود برسانم ، و بعد از خوردن آن تشنه شدم ، اما همه اين معانى در باطن جمله مذكور خوابيده ، و تأويل آن به‌شمار مىرود . پس تأويل جمله : " آب بياور " حقيقتى است خارجى در طبيعت انسانى كه منشأش كمال آدمى در هستى و در بقا است ، و در نتيجه اگر اين حقيقت خارجيه به حقيقتى ديگر تبديل شود ، مثلا كارفرما به خاطر اين‌كه غذا نخورده ، احساس عطش در خود نكند ، و در عوض احساس گرسنگى بكند ، قهرا حكم " آب بده " مبدل مىشود به حكم " غذا برايم بياور " . و همچنين فعلى كه در جامعه‌اى از جوامع ، پسنديده به‌شمار مىرود ، و فعل ديگرى كه فاحش و زشت شمرده مىشود مردم را به اولى وادار ، و از دومى نهى مىكنند ، اين امر و نهى ناشى از اين است كه اولى را به حسب آداب و رسوم خود ، كه در جوامع مختلف اختلاف دارد ، خوب ، و دومى را بد مىدانند ، كه اين تشخيص خوب و بد هم مستند به مجموعه‌اى دست به دست هم داده از علل زمانى و عوامل مكانى و سوابق عادات و رسومى است كه به وراثت از نياكان در ذهن آنان نقش بسته و اهل هرمنطقه از تكرار مشاهده عملى از اعمال ، آن عمل در نظرش عملى عادى شده است . پس همين علت كه مؤتلف و مركب از اجزايى است و دست به دست هم داده است ، عبارت است از تأويل انجام آن عمل پسنديده و ترك آن عمل ناپسند ،