تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بعضى گفته‌اند « واو » در اول جمله ، عاطفه است ، كه نتيجه‌اش چنين مىشود كه تأويل متشابهات را ، هم خدا مىداند و هم راسخين در علم . اين رأى بعضى از قدما و همه مفسرين شافعىمذهب و بيشتر مفسرين شيعه است . عده‌اى ديگر گفته‌اند : « واو » مذكور ، استينافى است ، كه جمله را از نو شروع مىكند ، و مربوط بماقبل نيست ، و نتيجه اين نظريه آن است كه تأويل متشابهات را تنها خدا بداند ، و راسخين در علم با اين‌كه آن را نمىدانند به همه قرآن ايمان دارند ، و اين نظريه بيشتر قدما و همه حنفىمذهبان از اهل سنت است . طايفه اول به چند وجه بر مسلك خود استدلال كرده‌اند ، و رواياتى را بر گفتار خود شاهد آورده‌اند . طايفه دوم نيز به وجوهى و رواياتى استدلال كرده‌اند ، آن رواياتى كه مىگويد علم تأويل متشابهات از علومى است كه خدا به خودش اختصاص داده ، و اين دو طايفه قرن‌ها اختلاف خود را ادامه داده‌اند ، و ادله يكديگر را با دليل مخالفش باطل ساخته‌اند . بايد توجه داشت كه اين مسأله از همان ابتدا كه مورد اختلاف قرار گرفته ، خالى از خلط و اشتباه نبوده ، يعنى بين مسأله رجوع متشابه به محكم و مساله تأويل ، خلط شده است . و به همين جهت ما متعرض نقل ادله طرفين نشديم زيرا فايده‌اى در نقل آنها و اثبات و نفىشان نبود . و اما روايات طرفين بدان جهت كه مخالف ظاهر كتاب است دردى را براى هيچ‌يك دوا نمىكند ، براى اين‌كه رواياتى كه علم به تأويل را براى