أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
« 1 » نيز از همين باب است .
از دقت در آيات قيامت به دست مىآيد كه در آن آيات نيز جريان بدين منوال است ، و لفظ تأويل در آن آيات هم همين معنا را مىدهد ، مثلا در آيه :
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ . . .
« 2 » . و نيز در آيه :
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ . . .
« 3 » منظور از آمدن تأويل مجسم شدن حقايق است ، چون امثال آيه :
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
« 4 » كاملا دلالت مىكند بر اينكه مشاهده وقوع آنچه انبيا و كتب آسمانى از وقوعش در قيامت خبر مىدادند از سنخ مشاهده با چشم سر و خلاصه مشاهده حسى و دنيايى نيست ، همچنانكه اصل وقوع قيامت و جزئيات نظام آن عالم از سنخ وقوع حوادث دنيايى و نظامى كه ما در دنيا با آن آشنا هستيم نيست ، هم وقوعش طورى ديگر است ، و هم نظام حاكم در آن نظامى ديگر .
پس رجوع و برگشت خبرهاى كتاب به حوادثى كه در قيامت ظهور مىكند از قبيل رجوع خبرهاى معمولى به حوادث آينده دنيايى نيست ، رجوع در آنجا هم غير رجوع در اينجاست .
پس از آنچه گذشت سه نكته روشن گرديد :
هامش
( 1 ) . سوره اسراء : 35 .
( 2 ) . سوره يونس : 39 .
( 3 ) . سوره اعراف : 53 .
( 4 ) . سوره ق : 22 .