واقع مىشود ، مانند آياتى كه از صفات خدا و اسماى او و وعدههايش و همه حوادثى كه در قيامت رخ مىدهد .
و تأويل در مورد انشاء - يعنى امر و نهى و امثال آن - عبارت است از مصلحتى كه آمر را واداشته تا براى به دست آوردن آن مصلحت ، امر كند ، و مفسدهاى كه براى جلوگيرى از آن ، نهى نمايد ، مثلا تأويل در آيه :
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
« 1 » همين است كه با برقرارى وزن عادلانه در هركالاى كشيدنى و پيمان كردنى ، امر اجتماع بشرى ، استقامت يابد .
اين معنا را گروهى از مفسرين براى تأويل همه قرآن كردند ، ولى اين معنا با ظاهر آيه سازگار نيست ، زيرا
اولا : ظاهر آن اين است كه تأويل امرى است خارجى و اثرى است عينى كه مترتب مىشود بر عمل خارجى مسلمانان كه همان ايفاى كيل و اقامه وزن باشد ، نه امر تشريعى ، كه جمله
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا . . .
متضمن آن است . پس تأويل امرى است خارجى كه مرجع و مآل امر خارجى ديگر است ، نه مرجع و مآل كلام خدا ، بنابراين توصيف آيات كتاب خدا به اينكه اين كلام تأويل دارد ، چون حكايت مىكند از معانى خارجى ، توصيف آيات نيست ، بلكه توصيف متعلق آيات است ، در انشائيات قرآن كه عمل مسلمين باشد و در اخبارياتش كه معانى خارجيه است .
و ثانيا : تأويل مرجعى است كه صاحب تأويل به آن بازگشت دارد ، اما بازگشت در اينجا به معناى خاصى است ، و هربازگشتى تأويل نيست ، بلكه
هامش
( 1 ) . سوره اسراء آيه 35 .