كلامش در آورده ، در حقيقت خواسته است ذهن بشر را به گوشهاى و روزنهاى از آن حقايق نزديك سازد .
در حقيقت ، كلام او به منزله مثلهايى است كه براى نزديك كردن ذهن شنونده به مقصد گوينده زده مىشود ، تا مطلب بر حسب فهم شنونده روشن گردد .
همچنانكه خود قرآن فرموده :
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ ، إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
« 1 » و در آيات ديگر قرآن كريم تصريحات و اشاراتى در اين معنا هست .
موارد استعمال تأويل در قرآن
خداى تعالى كلمه « تأويل » را در چند مورد در كلام مجيدش آورده ، از آن جمله فرموده :
وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
« 2 » و خلاصه كلام اين است كه در آنروز حقيقت همه آن معارفى كه انبيا آوردهاند ظاهر مىشود .
از اين بيان فساد اين گفتار روشن مىشود كه بعضى گفتهاند : تأويل در آيه مورد بحث به معناى حقايق خارجيه است كه خبر صحيح با آن مطابق باشد ، مانند امورى كه در روز قيامت رخ مىدهد ، كه اخبار انبياء و رسل و كتب آسمانى مطابق با آنها و آنها مطابق با اينها است .
هامش
( 1 ) . سوره زخرف : 4 .
( 2 ) . سوره اعراف : 53 .