سوم : « تفسير » ، عبارت است از بيان معناى قطعى يك عبارت و يا يك لفظ ، و « تأويل » ترجيح يكى از چند معنايى است كه در آن محتمل است ، البته ترجيحى كه يقينآور نباشد ، اين وجه قريب به همان وجه قبلى است .
چهارم : « تفسير » بيان دليل مراد ، و « تأويل » بيان حقيقت مراد است ، مثلا در آيه
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
« 1 » ، تفسيرش اين است كه بگوييم كلمه « مرصاد » از ماده « را - صاد - دال » است ، و به معناى پاييدن و مراقب بودن است ، و تأويلش اين است كه بگوييم آيه شريفه مىخواهد مردم را از سهلانگارى و غفلت از امر خدا بر حذر بدارد .
پنجم : « تفسير » ، بيان معناى ظاهر از لفظ است ، و « تأويل » بيان معناى مشكل است .
ششم : « تفسير » ، به دست آوردن معناى آيه است به وسيله روايت ، و « تأويل » به دست آوردن آن است از راه تدبر و درايت .
هفتم : « تفسير » ، جنبه عمل و پيروى دارد ، و « تأويل » تنها به درد استنباط و نظر مىخورد .
اين اقوال هفتگانه در حقيقت از شعب قول اول از چهار قولى است كه قبلا نقل كرديم ، و اشكالى كه متوجه آن بود متوجه همه اينها نيز هست .
اشكال بر اقوالى كه در توضيح تأويل بيان شد
هامش
( 1 ) . سوره فجر : 14 .