أَقِيمُوا الصَّلاةَ
« 1 » مثلا آن حالت نورانى خارجى است كه در روح نمازگزار در خارج پيدا مىگردد ، و او را از فحشا و منكر دور مىكند .
و اگر كلام خبر باشد و خبر از حوادث گذشته بدهد ، تأويلش خود آن حوادث واقعه در زمان گذشته است ، نظير آياتى كه سرگذشت انبياى گذشته و امتهاى آنان را بيان مىكند ، و اگر از حوادث زمان نزول و يا بعد از آن خبر دهد آن خبرى كه مىدهد سه جور است : يا راجع به امورى است كه با حواس ظاهرى درك مىشود ؛ و يا از امورى است كه با عقل درك مىگردد كه تأويل اينگونه آيات نيز همان حوادثى است كه در خارج واقع شده ، و يا واقع مىشود ، نظير آيه :
وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ
« 2 » و آيه شريفه :
غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ
« 3 » ؛ و يا راجع به امور غيبى و آينده است كه آن امور را در دنيا و با حواس دنيايى نمىتوان درك كرد ، و حتى حقيقت آن را با عقل هم نمىتوان شناخت ، نظير امور مربوط به روز قيامت ، يعنى تاريخ وقوع آن ، و كيفيت زنده شدن اموات ، و سؤال و حساب و پخش نامههاى عمل و امثال آن .
و يا راجع به امورى است كه اصلا از سنخ زمان نبوده و از حد ادراك عقول خارج است ، مانند صفات و افعال خداى تعالى ، كه تأويل آن خود حقايق خارجيه است .
هامش
( 1 ) . سوره بقره : 43 .
( 2 ) . سوره توبه : 47 .
( 3 ) . سوره روم : 4 .