6 . محكمات قرآن ام الكتابند ، كه متشابهات را بايد بدانها ارجاع داد ، و بيانش را از آنها خواست .
7 . محكم بودن و متشابه بودن ، دو وصف نسبى است ، يعنى ممكن است يك آيه براى عامه مردم متشابه باشد و براى خواص محكم ، و نيز ممكن است به خاطر اختلاف جهات ، مختلف شود ، يعنى ممكن است آيهاى از آيات قرآنى از يك جهت محكم و از جهت ديگر متشابه باشد ، و در نتيجه نسبت به آيهاى محكم و نسبت به آيه ديگر متشابه باشد و ما در قرآن متشابه به تمام معنا و به طور مطلق نداريم ، هرچند كه اگر هم مىداشتيم محذورى و اشكالى پيش نمىآمد .
8 . واجب بود آيات قرآن طورى نازل مىشد كه يكديگر را تفسير كنند .
9 . قرآن از نظر معنا مراتب مختلفى دارد ، مراتبى طولى كه مترتب و وابسته بر يكديگر است ، و همه آن معانى در عرض واحد قرار ندارند تا كسى بگويد اين مستلزم آن است كه يك لفظ در بيشتر از يك معنا استعمال شده باشد ، و استعمال لفظ در بيشتر از يك معنا صحيح نيست ، و يا كسى ديگر بگويد اين نظير عموم ، مجاز مىشود ، و يا از باب لوازم متعدد براى ملزوم واحد است . نه ، بلكه همه آن معانى ، معانى مطابقى است ، كه لفظ آيات به طور دلالت مطابقى بر آن دلالت دارد . البته هرمعنايى مخصوص به افق و مرتبهاى از فهم و درك است .
توضيح اينكه خداى تبارك و تعالى فرموده :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 1 » و در اين آيه خبر داده است از اينكه تقوا كه عبارت است از خويشتندارى از هر
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران : 102 .