خداى عزّ و جلّ صعود كند ، و صاحبش را به خدا نزديك بسازد ، و كار عمل صالح هم اين است اين اعتقاد و علم حق را در بالا رفتن كمك كند ، و معلوم است كه بالا رفتن علم اين است كه لحظهبهلحظه از جهل و شك و ترديد ، خالص گشته و توجه نفس بدان كامل گردد ، و قلب توجه خود را بين علم و چيزهاى ديگر تقسيم نكند . پس هرقدر خلوص آدمى از شك و از خطوات شيطان كاملتر شود ، صعود و ارتفاع علم شديدتر و سريعتر مىشود .
لفظ آيه هم خالى از دلالت بر اين معنا نيست ، براى اينكه از بالا رفتن كلمه طيب ، تعبير به صعود كرده ، و از بالا بردن عمل تعبير به رفع نموده ، اولى در مقابل نزول به كار مىرود ، و دومى در مقابل نهادن . صعود و ارتفاع دو وصفاند و هرچيزى كه از پايين به بالا حركت مىكند به اين دو ، توصيف مىشود ، زيرا چنين متحركى همواره نسبتى با دو نقطه آغاز و انجام حركتش دارد ، وقتى حركت شروع شد نسبت به نقطه آغاز صاعد و رافع است ، و در برگشتن به آن نقطه ، نازل و فرود آينده مىباشد .
پس زمانى تعبير به صعود مىكنيم كه بخواهيم بگوييم فلان كس قصد دارد به فلان نقطه از بلندى برسد ، و يا نزديك شود ، و زمانى تعبير به رفع مىكنيم كه بخواهيم بگوييم از نقطه پايين جدا و از آن دور شد .
پس عمل صالح ، انسان را از دلبستگى به دنيا دور مىكند ، و نفس آدمى را سرگرم به زخارف دنيا ننموده و او را به پراكندگى افكار و معلوماتى متفرق و فانى مبتلا نمىسازد و هرچه رفع و ارتفاع بيشتر باشد ، قهرا صعود و تكامل عقائد حق نيز بيشتر و معرفت آدمى از آلودگى اوهام و شكوك خالصتر مىشود .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٣٢٧