تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
پس تا اينجا روشن شد كه قرآن كريم هم مانند هركلامى ديگر بايد مشتمل بر آيات متشابه باشد ، و بايد تشابهى را كه به حكم ضرورت در يك آيه هست در آيه‌اى ديگر از آيات محكمات ، آن تشابه را بر طرف سازد ، پس با اين بيان ، پاسخ از اشكالى كه به قرآن متوجه كرده‌اند كه چرا مشتمل بر متشابهات است به خوبى داده شد ، و از همه مطالبى كه تاكنون خاطرنشان كرديم ، و بحث‌هاى طولانى كه تاكنون ايراد نموديم ، چند نكته روشن گرديد . 1 . آيات قرآنى دو قسم است ، يكى محكمات ، و ديگرى متشابهات ؛ آن‌كه مشتمل بر مدلولى متشابه است ، جزء آيات متشابه ، و آن‌كه هيچ تشابهى در مدلولش نيست ، محكم است . 2 . تمام قرآن - چه محكمش و چه متشابهش - تأويل دارد ، و تأويل از قبيل مفاهيم لفظى نيست ، بلكه از امورى است حقيقى و خارجى ، كه نسبتش به معارف و مقاصد بيان شده با لفظ ، نسبت ممثل است به مثال و اين‌كه تمامى معارف قرآنى مثلهايى است كه براى تأويل نزد خدا زده شده است . 3 . فهم و درك تأويل براى مطهرين يعنى راسخين در علم امكان دارد . 4 . بيانات قرآنى مثل‌هايى است كه براى معارف و مقاصد آن زده شده است . و اين غير از نكته دوم است ، در نكته دوم مىگفتيم معارف قرآن مثل‌هايى است براى تأويل ، و در اينجا مىگوييم بيانات قرآنى مثل‌هايى است براى معارف آن . 5 . واجب است قرآن مشتمل بر كلماتى متشابه باشد ، و چاره‌اى جز آن نيست ، هم‌چنان‌كه لازم است آيات محكم نيز داشته باشد .