كيفيت وقتى وارد در وادىهاى زمين شد ، بىقيدى خود را از دست داده ، هر وادى به قدر ظرفيتش از آن گرفته ، سيلهاى كوچك و بزرگ و بزرگتر راه مىاندازد ، سيلهايى كه هم اندازههايش مختلف است ، و هم شكلش معارف هم وقتى در وادى الفاظ درآمد ، به شكل و اندازه قالبهاى لفظى درمىآيد ، و اين شكل و اندازهها هرچند منظور صاحب كلام هست ، اما در عين حال مىتوان گفت همه منظور او نيست ، بلكه در حقيقت مثال و قالبى است كه معنايى مطلق و بىرنگ و شكل را تمثيل مىكند ، مشتى است از آن خروار و نمونهاى است از آن بسيار .
در نتيجه همين الفاظ وقتى از ذهنهاى افراد مختلف عبور مىكند ، هر ذهنى از آن الفاظ چيزهايى مىفهمد ، كه عينا مانند كف سيل ، مقصود اصلى نيست .
چون ذهنها به خاطر معلوماتى كه در طول عمر كسب كرده و با آن انس گرفته در معانى الفاظ دخلوتصرف مىكند ، و بيشتر اين تصرفها در معناهايى است كه براى صاحب ذهن مانوس و مالوف نبوده ، مانند معارف اعتقاديه ، و مصالح احكام ، و ملاكات آنها .
و اما در احكام و قوانين اجتماعى از آنجايى كه ذهن با آنها مانوس است ، در آنها دخل و تصرفى نمىكند ، مگر اينكه باز بخواهد از ملاكها و دلائل آنها سر درآورد ، از همينجا روشن مىشود كه متشابهات قرآن آياتى است كه مشتمل بر ملاكات احكام ، و متعرض اصول عقايد است ، نه آياتى كه صرفا احكام و قوانين دينى را بيان مىكند ، و نامى از ملاكات و علل آنها نمىبرد .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٣٢٠