تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
پس دسته اول ، معانى را هم با بيان حسى درك مىكنند ، و هم با بيان عقلى ، ولى دسته دوم تنها با بيان حسى مىتوانند معانى را درك نمايند . و از آنجايى كه هدايت دينى اختصاص به يك طايفه و دو طايفه ندارد ، و بايد تمامى مردم و همه طبقات از آن برخوردار شوند ، و نيز از آنجايى كه قرآن مشتمل بر تأويل بود ، لذا اين سه خصوصيت باعث شد بيانات قرآن كريم جنبه مثل به خود بگيرد . به اين معنا كه ، قرآن كريم آنچه از معانى كه معروف و شناخته شده ذهن مردم است گرفته ، معارفى را كه براى مردم شناخته شده نيست در قالب آن معانى در مىآورد ، تا مردم آن معارف را بفهمند ، نظير اين‌كه خود ما مردم ، اجناس خود را با سنگ و كيلو و مثقال مىسنجيم ، با اين‌كه هيچ مناسبتى بين انگور و آهن نيست ، نه شكل آهن را دارد ، و نه حجم آن را ، ولى همين‌كه از نظر سنگينى مناسبتى بين آن دو هست آن را با اين مىسنجيم . آيات قرآنى كه در سابق به آن استشهاد كرديم ، و يكى از آنها آيه :
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
« 1 » بود ، هرچند اين نكته را صريحا بيان نكرده ، و به كنايه و اشاره برگذار نموده ، ولى به اين اشاره اكتفاء نكرده و آن را با يك مثلى كه براى حق و باطل زده بيان فرموده است :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ، فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها ، فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً ، وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ ، كَذلِكَ يَضْرِبُ
هامش
( 1 ) . سوره زخرف : 4 .