گونه نفوس مىتوانند به تأويل قرآن دست يابند ، و اين نقطه نهايى آن هدفى است كه خداى صلّى اللّه عليه و آله براى انسان در نظر گرفته ، خدايى كه دعاى بشر را مستجاب نموده ، اگر بخواهند در ناحيه علم ، به علم كتابش هدايتشان كند دعايشان را مىپذيرد ، كتابى كه بيانگر هرحقيقتى است ، و كليد اين استجابت همان تطهير الهى است ، همچنان كه خودش فرمود :
ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ ، وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ
« 1 » .
و در اين فرمايش خود اعلام كرد كه نقطه نهايى هدف از خلقت انسانها همان تشريع دين ، و به دنبالش تطهير الهى است .
و اين كمال انسانى مانند ساير كمالات كه خدا و عقل به سوى آن دعوت مىكنند چيزى نيست كه تمامى افراد به آن برسند ، و جز افرادى مخصوص به آن دست نمىيابند هرچند كه از همه بشر دعوت شده تا به سوى آن حركت كنند ، پس تربيت يافتن به تربيت دينى تنها در افرادى مخصوص به نتيجه مىرسد ، و آنان را به درجه كامل از طهارت نفس مىرساند ، و ما بقى را به بعضى از آن درجات مىرساند كه البته بر حسب اختلاف مردم در استعداد ، آن درجات نيز مختلف است .
مساله طهارت نفس عينا مانند داشتن تقوا در مرحله عمل است ، كه خداى تعالى تمامى افراد بشر را به آن دعوت كرده ، و فرموده :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 2 » ولى حق تقوا كه همان كمال آن و نهايت درجه آن است ، جز در افرادى معدود حاصل نمىشود ، و آنچه در مابقى مردم حاصل مىشود درجات پائينتر از آن
هامش
( 1 ) . سوره مائده : 7 .
( 2 ) . سوره آل عمران : 102 .