تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
نفسش و سويداى دلش متوجه مبدأ و معاد شود ، و به عالم معنا و طهارت نزديك و مشرف گردد ، و از آلودگى به ماديات و پليدىهاى آن پاك شود . قوانين اجتماعى اسلام در حقيقت مقدمه‌اى است براى تكاليف عبادى ، و خود آنها مقصود اصلى نيستند ، و تكاليف عبادى هم مقصود بالاصل نيست ، بلكه آن نيز مقدمه براى معرفت خدا و آيات او است . در نتيجه كمترين اخلال يا تحريف يا تغيير در احكام اجتماعى اسلام باعث فساد احكام ، و عبوديت آن ، و فساد نامبرده نيز باعث اختلال معرفت خواهد بود . استنتاج اين نتيجه از آن بيان بسيار روشن است ، تجربه هم صحت اين نتيجه را ثابت مىكند ، براى اين‌كه چهارده قرن از صدر اسلام مىگذرد ، و ديديم كه فساد از چه راهى در شؤون دين اسلام پيدا شد ، و از كجا آغاز شد . اگر كمى دقت كنيد خواهيد ديد كه هرفسادى پيدا شده ، ريشه‌اش انحراف از احكام اجتماعى اسلام بوده ، تا آنجا كه معارف اسلام از همه جاى زندگى بشر بيرون رفت . سوم : اساس هدايت اسلام ( در مقابل ساير هدايت‌ها ) براساس علم و معرفت است ، نه تقليد كوركورانه . دين خدا مىخواهد تا جايى كه افراد بشر ظرفيت و استعداد دارند علم را در دل‌هايشان متمركز كند ، چون همان‌طور كه در گفتار قبلى گفتيم غرض دين ، معرفت است ، و اين غرض حاصل نمىشود مگر از راه علم ، و چگونه اين‌طور نباشد ؟ با اين‌كه در ميان كتب وحى هيچ كتابى ، و در بين اديان آسمانى هيچ دينى نيست كه مثل قرآن و اسلام مردم را به سوى تحصيل علم تحريك و تشويق كرده باشد .