محنتها كه گريبان اسلام و مسلمين را گرفته ، منشأى به جز پيروى متشابه و تأويل كردن قرآن ندارد .
و همين سبب شده است كه خداى تعالى اينچنين در اين باب سختگيرى را تشديد نموده در نهى از پيروى متشابه به منظور فتنهجويى و تأويل و الحاد در آيات خدا و بدون علم در آيات خدا سخن گفتن و راه شيطان را پيروى نمودن ، مبالغه نمايد ، چون رسم قرآن چنين است كه در مورد گناهانى مبالغه كند كه ارتكاب آن گناهان اثر فورى در هدم و از بين بردن اركان دين دارد ، و بنيه دين و نيروى آن را تحليل مىبرد ، همچنانكه مىبينيم در مورد دوستى با كفار و نيز امر به دوستى اهل بيت پيامبر ، و در خانه نشستن زنان پيامبر ، و نهى از معامله ربا ، و امر به اتحاد كلمه در دين ، و امثال اين تشديد فرموده است .
حال بايد ديد علاج دلهايى كه منحرف هستند و همواره دوست مىدارند فتنهجويى كنند چيست ؟
بايد دانست منشأ اين بيمارى ، ميل به دنيا و اعتماد كردن به آن و دلدادگى به زندگى آن است و اين آلودگى را از دلها نمىشويد مگر ياد روز حساب ، هم چنانكه خداى تعالى اين معنا را در جاى ديگر تذكر داده و مىفرمايد :
وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ
« 1 » .
و باز به همين جهت است كه مىبينم راسخين در علم از تأويل كردن آيات خدا به صورتى كه مخالف رضاى او باشد خوددارى مىكنند و در خاتمه
هامش
( 1 ) . سوره ص : 26 .