اين وجه نيز درست نيست ، براى اينكه سخنى است بدون دليل ، و آيات قرآنى هرچند به اين دو قسم تقسيم مىشوند ، ولى صرف اينكه بعضى از آيات قرآن آنطور ، و بعضى ديگر اينطور هستند دليل نمىشود بر اينكه محكم ، آيات قسم اول ، و متشابه آيات قسم دوم باشد ، چون خصوصياتى كه در آيه مورد بحث براى محكم و متشابه ذكر شده ، با اين وجه آنطور كه بايد تطبيق نمىشود .
علاوه بر اين ، وجه نامبرده بوسيله آيات احكام نقض مىشود ، براى اينكه اين آيات بهطور قطع جزء آيات محكم قرآن است ، درحالىكه عقل هيچ راهى به حقيقت مفاد آن ندارد ، و بنا بر وجه نامبرده بايد جزء متشابهات شمرده شود .
قول چهاردهم : محكم عبارت است از آياتى كه ظاهرش منظور باشد ، و متشابه آن است كه ظاهرش منظور نباشد .
اين وجهى است كه در بين دانشمندان اخير اسلامى شيوع يافته ، و اصطلاحى هم كه همين دانشمندان در معناى « تأويل » دارند مبتنى بر همين معنايى است كه براى محكم و متشابه كردهاند ، چون در معناى « تأويل » گفتهاند : عبارت است از معنايى كه مخالف با ظاهر كلام باشد ، و گويا مراد آن كسى هم كه گفته : محكم آيهاى است كه تأويلش تنزيلش باشد ، و متشابه آيهاى است كه به جز تأويل معنايى از آن فهميده نشود .
و اين وجه هم درست نيست ، زيرا صرف اصطلاحى است ، و اوصافى كه در آيه براى محكم و متشابه نام برده شده به هيچوجه با آن تطبيق نمىكند ، براى اينكه متشابه بدين جهت متشابه است كه مراد و مدلول آن مشخص
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٢٩٥