نيست ، و منظور از تأويل آن معناى مراد از متشابه نيست ، تا متشابه به اين نشانى متميز از محكم شود ، كه تأويل دارد ، و محكم تأويل ندارد ، بلكه مراد از تأويل در آيه شريفه ، امرى است كه شامل تمامى آيات قرآنى مىشود ، چه محكمش و چه متشابهش .
علاوه بر اينكه در قرآن هيچ آيهاى نداريم كه معناى ظاهرى آن منظور نباشد ، و خلاف ظاهر آن مراد باشد ، و اگر هم آيهاى باشد كه معناى غير ظاهرى آن مراد باشد به خاطر آيات محكم ديگرى است كه آن را بر خلاف ظاهرش برگردانده است .
چون آيات قرآن يكديگر را تفسير مىكنند ، و معلوم است كه معنايى كه قرائن متصل و يا منفصل كلام ، به لفظ مىدهند ، معناى خلاف ظاهر نيست ، آنهم در كلامى كه خود صاحب كلام تصريح كرده باشد به اينكه رسم من در كلام آن است كه اجزاى كلامم را به هم مربوط و متصل كنم ، به طورى كه يكى مفسر ديگرى ، و شاهد بر آن باشد ، و خواننده با كمى تدبر و دقت بتواند هراختلاف و منافاتى را كه به ظاهر به چشم مىخورد از بين ببرد ، و فرموده باشد :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 1 » .
قول پانزدهم : از اصم حكايت شده كه محكم آن آياتى است كه همه در تأويلش اجماع و اتفاق داشته باشند ، و متشابه آن است كه تأويلش مورد اختلاف باشد . گويا منظور اصم از اتفاق و اختلاف اين است كه مدلول آيه
هامش
( 1 ) . سوره نساء : 82 .