بايد مسلمانان هم به آن ايمان داشته باشند ، و هم عمل كنند ، و معرفى متشابه به آن آياتى كه تنها بايد به آن ايمان بياورند ، هيچ دردى را دوا نمىكند .
قول دوازدهم : متشابهات قرآن خصوص آياتى است كه صفات خاصهاى را بيان مىكند ، چه صفات خاصه خدا مانند عليم ، قدير ، حكيم و خبير ، و چه صفات خاصه انبيا مانند آيه :
وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ
« 1 » كه در باره اوصاف عيسى بن مريم عليه السّلام است ، و آيات ديگر كه شبيه اين باشد . اين قول را نيز به ابن تيميه نسبت دادهاند .
اشكالى كه متوجه اين وجه است ، اين است كه اولا قبول نداريم كه همه آيات مربوط به صفات خاصه خدا و انبيا ، از متشابهات هستند ؛ و ثانيا به فرض هم كه آن را قبول كنيم دليلى بر چنين انحصار نداريم .
و به طورى كه از سخنان طولانى ابن تيميه برمىآيد وى دو كلمه محكم و متشابه را به معناى لغويش معنا كرده ، يعنى محكم را به كلمهاى كه دلالتى محكم دارد ، و متشابه را به كلمهاى كه چند معنا در آن محتمل است تعبير و تعريف كرده و گفته است اين دو معنا امرى نسبى است ، چه بسا مىشود كه يك آيه از نظر جمعيتى متشابه است ، چون مردمى عامى هستند ، و نمىتوانند با بحث و گفتگو معناى واقعى آن را به دست آوردند ، در نتيجه درباره آن آيه احتمالها مىدهند ، ولى همين آيه براى جمعى ديگر محكم است ، چون قدرت بحث و فحص را دارند ، و اين معنا در آيات صفات روشنتر به چشم مىخورد ، چون غالب مردم درباره اينگونه صفات و اينگونه آيات دچار اشتباه مىشوند ، چون فهمشان قاصر از اين است كه تا بام عالم حس به پرواز در
هامش
( 1 ) . سوره نساء : 171 .