يكديگر را تفسير مىكنند ، و مؤمن و كافر و راسخين در علم و اهل زيغ همه در فهم آيات قرآن به كمك و تفسير آيات ديگر يكسان هستند .
قول نهم : محكم ، عبارت از آياتى در قصص انبيا و امتهاى ايشان است كه محكم و مفصل باشد ، و متشابه از همين دسته آيات آن آياتى است كه الفاظى مشتبه دارند ، چون يك داستان را در چند سوره تكرار كرده ، و لازمه اين وجه آن است كه بگوييم تقسيم آيات قرآن به محكم و متشابه مخصوص آيات قصص است .
و اين درست نيست ، براى اينكه هيچ دليلى بر اين اختصاص نيست ، علاوه بر اينكه يكى از خاصيتهايى كه قرآن براى محكم و متشابه ذكر كرده اين بود كه در پيروى محكم هدايت ، و در پيروى متشابه فتنهجويى و تأويلخواهى است ، و اين خاصيت با آيات قصص تطبيق ندارد ، چون مخصوص آنها نيست ، بلكه در غير قصص نيز هست ، و نيز مخصوص قصههايى نيست كه در قرآن تكرار شده ، بلكه در آياتى هم كه يكبار قصهاى را نقل مىكند ، مانند آيات مربوط به جعل و قرار دادن خليفه در زمين نيز جريان دارد .
قول دهم : متشابه آن آياتى است كه محتاج به بيان باشد ، و محكم آن است كه محتاج به بيان نباشد . اين وجه را به امام احمد بن حنبل نسبت دادهاند .
اين نيز اشكال دارد ، براى اينكه تمامى آيات احكام احتياج به بيان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دارد ، با اينكه قطعا متشابه نيست ، و همچنين آيات نسخ شده به طور مسلم از متشابهات است ، با اينكه احتياجى به بيان ندارد ، چون چيزى نظير ساير آيات احكام است .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٢٩١