تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
اين مىشود كه آيات احكام و واجبات و امثال آن نيز از آيات متشابه باشد ، براى اين‌كه هيچ‌يك از احكام قرآن دليل عقلى واضحى ندارد . در نتيجه بايد اين‌گونه آيات پيروى نشود ، و پيروى آنها مذموم باشد ، با اين كه پيروى همه آيات و مخصوصا آيات احكام واجب است ، و اگر مراد از وضوح دليل ، اين باشد كه دليلى واضح از خود كتاب داشته باشد ، و مراد از احتياجش به تدبر ، اين باشد كه دليلى واضح از خود كتاب نداشته باشد . همه آيات قرآن كريم از اين جهت يكسان‌اند ، و چگونه نباشد با اين‌كه كتابى است متشابه مثانى ، و نورى است مبين ، و لازمه آن ، اين است كه تمامى آيات قرآن محكم باشد ، و به كلى متشابهى در آن نباشد ، و اين خلاف فرض و بر خلاف نص قرآن است . قول ششم : محكم ، عبارت است از آياتى كه به خاطر وجود دليل روشن و حتى دليل غير روشن بتوان به مضمون آن علم پيدا كرد ، و متشابه ، آن آياتى است كه راه علم به آن نباشد ، مانند آيات مربوط به زمان قيام قيامت و امثال آن . اين وجه نيز درست نيست ، زيرا محكم و متشابه بودن ، دو صفت براى آيات قرآن است ، بدان جهت كه آيه است ، و يا بدان جهت كه دليل بر يكى از معارف الهيه است ، و آنچه آيه‌اى از آيات كتاب بر آن دلالت دارد چيزى نيست كه مردم از خود آيه و يا به ضميمه آيات ديگر نتوانند و يا نبايد بفهمند و چگونه ممكن است خداى تعالى از آن آيه معنايى در نظر داشته باشد ، ولى لفظ آيه بر آن معنا دلالت نداشته باشد ؟ با اين‌كه خداى تعالى كتابش را هدايت و نور و مبين خوانده و در آيه :
تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ، بَشِيراً وَ نَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا