تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
وَ جاءَ رَبُّكَ
« 1 » كه در برخورد با آنها به خاطر انسى كه فهم او با ماديات دارد ، از كمين كردن خدا و آمدنش همان معنايى را درك مىكند كه از آمدن و كمين كردن يك جاندار مىفهمد ، ولى وقتى به آياتى كه درباره اصول معارف اسلام است ، مراجعه مىكند از اين اشتباه درمىآيد . و اين جريان در تمامى معارف و ابحاث غيرمادى و غايب از حس هست و اختصاصى به معارف قرآن ندارد . معارف ساير كتب آسمانى ، البته آن معارف عاليه‌اى كه دستخوش تحريف نشده ، و همچنين مباحث الهى كه در فلسفه عنوان مىشود همين‌طور است ، و قرآن كريم به همين جريان اشاره نموده مىفرمايد :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها
« 2 » . و نيز مىفرمايد :
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
« 3 » . قسم دوم : آياتى است مربوط به قوانين اجتماعى و احكام فرعى ، و چون مصالح اجتماعى كه احكام دينى براساس آن تشريع مىشود وضع ثابتى ندارد ، و احيانا متغير مىشود ، و از سوى ديگر قرآن هم به تدريج نازل شده ، قهرا آيات مربوط به قوانين اجتماعى و احكام فرعى دستخوش تشابه و ناسازگارى مىشوند ، وقتى به آيات محكم رجوع شد آن آيات ، اين آيات را تفسير نموده ، تشابه را از بين مىبرد ، آيات محكم تشابه آيات متشابه را ، و آيات ناسخ تشابه آيات منسوخ را از بين مىبرد .
هامش
( 1 ) . سوره فجر : 22 . ( 2 ) . سوره رعد : 17 . ( 3 ) . سوره زخرف : 4 .