احاطه بر خلق است ، نه روى تخت نشستن ، و بر مكانى تكيه دادن ، كه كار موجودات جسمانى است ، و چنين چيزى از خداى سبحان محال است .
و باز نظير آيه شريفه :
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 1 » كه وقتى شنونده آن را مىشنود ، بلافاصله به ذهنش خطور مىكند كه خدا هم ، مانند اجسام ديدنى است ، و وقتى به آيه :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
« 2 » مراجعه مىكند آنوقت مىفهمد كه منظور از « نظر كردن » تماشا كردن با چشم مادى نيست .
و همچنين وقتى آيه نسخ شده را با آيه ناسخ مقايسه مىكند آنوقت مىفهمد كه عمر اولى در اصل كوتاه بوده ، و حكمش محدود به حدى از زمان بوده و بعد از آن زمان ، كه همان زمان نزول آيه ناسخ باشد ، حكمش از اعتبار مىافتد ، و همچنين مثالهايى نظير اين سه مثل .
پس اين بود آن معنايى كه از دو كلمه « محكم » و « متشابه » به ذهن مىرسد ، و فهم ساده ، آن را از مجموع آيه مورد بحث مىفهمد ، چون اگر فرض كنيم كه حتى تمامى آيات قرآنى متشابه است ، آيه مورد بحث ، به طور قطع آيهاى است محكم كه حتى سادهترين فهمها هم آن را مىفهمد .
و اگر فرض كنيم كه اين آيه از آيات متشابه است آنوقت تمامى آيات قرآن متشابه مىشود ، ديگر جا ندارد كه آيات را به دو قسم ، محكم و متشابه تقسيم كند ، و بفرمايد :
هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
و ديگر جمله :
هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ
دردى را دوا نخواهد كرد ، براى اينكه فرض كرديم خودش هم متشابه است .
هامش
( 1 ) . سوره قيامت : 23 .
( 2 ) . سوره انعام : 103 .