تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
مىخواهند از اين راه ، خود را از پيروى محكمات دين بىنياز نموده و در آخر دين خدا را از اصل منسوخ و متروك كنند . حال ببينيم مفسّرين در معناى اين سه عنوان چه گفته‌اند . سخنان مفسرين در اين‌باره بسيار مختلف است ، و شيوع و گسترش اين اختلاف به انحرافشان كشانيده است . اگر سرنخ اين اختلافات را جستجو كنيم سر از صدر اسلام و مفسرين از صحابه و تابعين درمىآوريم ، و تا آنجا كه ما اطلاع داريم كمتر تفسيرى پيدا مىشود كه حتى با بيانى كه ما ذكر كرديم نزديك باشد ، تا چه رسد به اين‌كه كاملا مطابق با آن باشد . و علت عمده اين انحراف آن است كه بحث در محكم و متشابه را با بحث در پيرامون معناى تأويل خلط كرده‌اند ، و اين باعث شده است كه اختلاف عجيبى در انعقاد اصل مساله و كيفيت بحث و نتيجه‌گيرى از آن راه بيفتد . اينك ما در طى چند فصل درباره هريك از اين دو مساله به طور مفصل بحث مىكنيم ، و اقوال را بعد از آن‌كه به قدر امكان مشخص كنيم كه مربوط به كدام يك از دو مساله است نقل نموده و آنچه حق مطلب است اختيار مىكنيم .

گفتار در مسأله محكم و متشابه

كلمه « محكم » اسم مفعول از باب افعال ( احكام ) است . و كلمه « متشابه » اسم فاعل از باب تفاعل ( تشابه ) است ، و احكام و تشابه از الفاظى است كه معنايش در لغت روشن است ، خداى تعالى يك‌جا همه قرآن را محكم خوانده
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 281 | محمد باقر ملكيان