و نيز ، ديگر آيه شريفه :
كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ بَشِيراً وَ نَذِيراً
« 1 » معناى صحيحى نخواهد داشت .
و نيز احتجاج خداى عزّ و جلّ در آيه شريفه :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 2 » عليه آنهايى كه در آيات قرآن تدبر نمىكنند احتجاجى صحيح نمىبود .
و همچنين آيات ديگر كه قرآن را هدايت ، نور ، تبيان ، بيان ، مبين ، ذكر و امثال آن توصيف كرده ، معناى صحيحى نخواهد داشت .
علاوه بر اينكه هركس آيات قرآن را از اول تا آخر مورد دقت قرار دهد ، هيچ شكى نمىكند در اينكه حتى يك آيه از آن ، بدون مدلول و معنا - به طورى كه خواننده هيچ معنايى از آن نفهمد - وجود ندارد ، بلكه تمامى آيات آن ، ناطق به مدلول خود هست ، حال يا مانند آيات محكم ناطق به يك مدلول و معنا است ، به طورى كه هيچ عارف به كلامى در آن شك نمىكند و يا مانند آيات متشابه كه بين چند معنا مشتبه است و با صراحت مىدانيم كه يكى از آن معانى مراد است .
البته خواننده در اينكه كداميك از آن معانى مقصود است شك و ترديد مىكند ، و مىدانيم آن معناى واحدى كه مقصود خداى تعالى است ، لابد بيگانه از اصول مسلمه در قرآن ، از قبيل وجود صانع و يگانگى او ، بعثت انبيا ، تشريع احكام ، معاد و . . . نيست ، بلكه موافق با آن اصول است ، و آن اصول هم
هامش
( 1 ) . سوره سجده : 4 .
( 2 ) . سوره نساء : 82 .