مسلما منظور از اين تشابه غير از آن تشابه است ، منظور از اين آن است كه آيات اين كتاب - چه محكمش و چه متشابهش - از اين نظر كه يك اسلوب بىنظير دارند ، و همه آنها در بيان حقايق و حكمتها و هدايت به سوى حق صريح و اسلوبى متقن دارند ، متشابه و نظير هم هستند ، و منظور از تشابه در آيه مورد بحث - به دليل اينكه ، در مقابل محكم قرار گرفته ، و نيز به قرينه اينكه ، فرموده بيماردلان تنها آيات متشابه را گرفته ، جاروجنجال به پا مىكنند ، و مىخواهند آنها را به دلخواه خود تأويل نمايند - اين است كه آيات متشابه طورى است كه مقصود از آن براى فهم شنونده روشن نيست ، و چنان نيست كه شنونده به مجرد شنيدن آن ، مراد از آن را درك كند ، بلكه در اينكه منظور ، فلان معنا است يا آن معناى ديگر ترديد مىكند ، و ترديدش بر طرف نمىشود تا آنكه به آيات محكم رجوع نموده و به كمك آنها معناى آيات متشابه را مشخص كند ، و در نتيجه همان آيات متشابه نيز محكم شود ، پس آيات محكم بهخودىخود محكم است ، و آيات متشابه به وسيله آيات محكم ، محكم مىشود .
مثلا آيه شريفه :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 1 » آيه متشابه است ، چون معلوم نيست منظور از برقرار شدن خدا بر عرش چيست ؟ شنونده در اولين لحظه كه آن را مىشنود در معنايش ترديد مىكند ، ولى وقتى مراجعه به آيه :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 2 » مىكند مىفهمد كه قرار گرفتن خدا مانند قرار گرفتن ساير موجودات نيست و منظور از كلمه « استوا برقرار شدن » تسلط بر ملك و
هامش
( 1 ) . سوره طه : 5 .
( 2 ) . سوره شورى : 11 .