تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
شود ، و آزادى در تفكر از مسلمين سلب گردد ، هم‌چنان‌كه ديديم مسلمانان صدر اوّل ، نظريه قابل توجهى در اين باب از خود بروز ندادند ، و به جز كلماتى ساده و خالى از دقت و تعمق از ايشان به يادگار نمانده ، در حالى كه قرآن به حكم آيه :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
« 1 » مشتمل بر دقائقى از معارف است . و اما اين‌كه بعيد شمردند كه معانى قرآن بر صحابه پوشيده مانده باشد ، با اين‌كه مردمى فهميده و كوشاى در فهم بوده‌اند ، استبعادى است نابجا ، به دليل همان اختلافى كه در اقوال آنان در معانى بسيارى از آيات هست ، و اختلاف و تناقض جز با پوشيده ماندن حق و مشتبه شدن راه حق و راه باطل ، تصور ندارد . پس حق مطلب اين است كه راه به سوى فهم قرآن به روى كسى بسته نيست ، و خود بيان الهى و ذكر حكيم بهترين راه براى فهم خودش مىباشد ، به اين معنا كه قرآن كريم در بيانگرى مقاصدش احتياج به هيچ راهى ديگر ندارد ، پس چگونه تصور مىشود كتابى كه خداى تعالى آن را هدايت و نور معرفى كرده و « تبيان كل شىء » خوانده ، محتاج به هادى و رهنمايى ديگر باشد ، و با نور غير خودش روشن ، و با غير خودش مبين گردد . باز ممكن است بگوييد : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به نقل صحيح رسيده است كه در آخرين خطبه‌اى كه ايراد كرد فرمود : « انى تارك فيكم الثقلين ، الثقل الاكبر و الثقل الاصغر ، فاما الاكبر فكتاب ربى ، و اما الاصغر فعترتى اهل بيتى ، فاحفظونى فيهما ، فلن تضلوا ما تمسكتم بهما » .
هامش
( 1 ) . سوره نحل : 89 .