تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مشروط به فهم صحابه و شاگردان ايشان بدانيم ، حتى معنا ندارد كه در چنين مقامى آن را مشروط به بيان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بدانيم . چون آنچه اين آيه شريفه بيان نموده يا معنايى است موافق با ظاهر آيه كه خود الفاظ آيه ، آن معنا را مىفهماند ، هرچند كه احتياج به تدبر و بحث داشته باشد ، و يا معنايى است كه ظاهر آيه نامبرده آن را نمىرساند . خلاصه كلام ، اين‌كه مىفرمايد : « چرا در قرآن تدبر نمىكنيد » منظورش معنايى است خلاف ظاهر اين عبارت ، چنين سخنى مناسب مقام تحدى نيست ، و حجت با آن تمام نمىشود ، و اين بسيار روشن است . بله ، البته جزئيات احكام چيزى نيست كه هركس بتواند مستقلا و بدون مراجعه به بيانات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را از قرآن كريم استخراج كند ، هم‌چنان‌كه خود قرآن هم مردم را به آن جناب ارجاع داده ، و فرموده :
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 1 » و در اين معنا آياتى ديگر نيز هست ، و همچنين جزئيات قصص و معارفى از قبيل مسأله معاد .

شأن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تعليم كتاب و تسهيل فهم كلام الهى است

و از همين‌جا روشن مىشود كه شأن پيامبر در اين مقام تنها و تنها تعليم كتاب است ، و تعليم عبارت از هدايت معلمى خبير نسبت به ذهن متعلم است ، و كارش اين است كه ذهن متعلم را به آن معارفى كه دستيابى به آن برايش دشوار است ارشاد كند ، و نمىتوان گفت تعليم عبارت از ارشاد به فهم مطالبى است كه بدون تعليم ، فهميدنش محال باشد ، براى اين‌كه تعليم آسان كردن راه
هامش
( 1 ) . سوره حشر : 7 .