علاوه بر اينكه اخبار متواترهاى از آن جناب رسيده كه امت را توصيه مىكند به تمسك به قرآن ، و اخذ به آن ، و اينكه هرروايتى از آن جناب به دستشان رسيد عرضه بر قرآنش كنند ، اگر با قرآن مطابق بود به آن عمل كنند ، و گرنه به ديوارش بزنند ، و اين توصيهها وقتى معنا دارد كه تمامى مضامين احاديث نبوى را بتوان از قرآن كريم درآورد ، و گرنه اگر بنا باشد استفاده آنها منوط به بيانى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد ، دور لازم مىآيد .
علاوه بر اينكه احاديثى كه از طرق صحابه از رسول خدا نقل شده در بين خود آنها اختلاف ، و بلكه در بين احاديثى كه از يكى از صحابه نقل شده اختلاف هست ، و اين بر هيچ حديثشناس متتبع پوشيده نيست .
ممكن است در حل اشكال بگوييد : مسلمانان مىتوانند از بين اقوالى كه صحابه در معناى يك آيه دارند قولى را اختيار كنند كه مخالف اجماع نباشد ، ولى اين سخن مردود است ، براى اينكه خود صحابه اين راه را ، راه حل ندانسته و به اين روش عمل نكردهاند ، و وقتى از يكى از ايشان تفسير آيهاى سؤال مىشده ، بدون پروا از مسأله اجماع ، تفسيرى مىكرده كه مخالف تفسير ساير صحابه بوده است ، آنوقت چطور بگوييم ديگران از مخالفت اجماع پرهيز نموده ، و تنها نظريهاى بدهند كه در اقوال صحابه وجود داشته باشد ، با اينكه قول صحابه هيچ فرقى با ساير اقوال ندارد ، و بر ساير امت حجت نيست ، و چنان نيست كه مخالفت با قول يك صحابى بر ساير اصحاب حلال و بر ديگر مردم حرام باشد .
علاوه بر اينكه اكتفاء كردن به اقوال مفسرين صدر اسلام ، و تجاوز نكردن از آن ، در فهم معانى آيات قرآن باعث مىشود كه علم در سير خود متوقف
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٢٦٨