تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
لغت و اساليب كلام عربى است توقف نمىكند . و در ميان همه آيات قرآن ، كه بيش از چند هزار آيه است ، حتى يك آيه نمىيابيم كه در مفهومش اغلاق و تعقيدى باشد ، به طورى كه ذهن خواننده در فهم معناى آن دچار حيرت و سرگردانى شود . و چطور چنين نباشد و حال آن‌كه قرآن فصيح‌ترين كلام عرب است ، و ابتدايىترين شرط فصاحت اين است كه اغلاق و تعقيد نداشته باشد ، و حتى آن آياتى هم كه جزء متشابهات قرآن به شمار مىآيند ، مانند آيات نسخ شده ، و امثال آن ، در مفهومش غايت وضوح و روشنى را دارد ، و تشابهش به خاطر اين است كه مراد از آن را نمىدانيم ، نه اين‌كه معناى ظاهرش نامعلوم باشد . پس اين اختلاف از ناحيه معناى كلمات پيدا نشده ، بلكه همه آنها از اختلاف در مصداق كلمات پيدا شده ، و هرمذهب و مسلكى كلمات و جملات قرآن را به مصداقى حمل كرده‌اند ، كه آن ديگرى قبول ندارد ، اين از مدلول تصورى و تصديقى كلمه ، چيزى فهميده ، و آن ديگرى چيزى ديگر . توضيح اين‌كه انس ذهنى باعث مىشود كه ذهن آدمى در هنگام شنيدن يك كلمه و يا يك جمله ، به معناى مادى آن سبقت جويد ، و قبل از هرمعناى ديگر ، آن معناى مادى و يا لواحق آن به ذهن درآيد ، و ما انسان‌ها از آنجايى كه بدن‌هايمان و قواى بدنيمان ، مادام كه در اين دنياى مادى هستيم ، در ماده غوطه‌ور است ، و سروكارش همه با ماده است ، لذا مثلا اگر لفظ حيات و علم و قدرت و سمع و بصر و كلام و اراده ، و رضا و غضب و خلق و امر و امثال آن را مىشنويم ، فورا معناى مادى اينها به ذهن ما درمىآيد ، همان معنايى كه از اين كلمات در خود سراغ داريم .