را جايز نمىدانند ، پس اينان نيز در انحراف سلف شريكند ، و چيزى از آنچه را كه آنان فاسد كردند ، اصلاح نكردند .
انحراف مشترك تمام مسلكهاى تفسيرى
اگر در اين مسلكهايى كه درباره تفسير نقل شد دقت كنيد خواهد ديد كه همه در اين نقص ، كه نقص بسيار بزرگى است ، شريكند كه آنچه از ابحاث علمى و يا فلسفى به دست آوردهاند ، بر قرآن كريم تحميل نمودهاند ، بدون اينكه مداليل آيات بر آنها دلالت داشته باشد ، و در نتيجه تفسير اينان نيز تطبيق شده ، و تطبيق خود را تفسير نام نهادند ، و حقايق قرآن را به صورت مجازها در آورده ، تنزيل عدهاى از آيات را تاويل كردند .
و لازمه اين انحراف اين شد كه قرآنى كه خودش را به
هُدىً لِلْعالَمِينَ
« 1 » و
نُوراً مُبِيناً
« 2 » و
تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
« 3 » معرفى نموده ، هدايت نباشد ، مگر به كمك غير خودش ، و به جاى نور مبين ، مستنير به غيرش باشد ، از غير خودش نور بگيرد ، و بوسيله غير خودش بيان شود .
و به هرحال هيچيك از اين اختلافاتى كه ذكر شد ، منشأش اختلافنظر در مفهوم لفظ آيه ، و معناى لغوى و عرفى عربى مفرد آن ، و جملهاش نبوده ، براى اينكه هم كلمات قرآن ، و هم جملات آن ، و آياتش كلامى است عربى ، و آن هم عربى آشكار ، آنچنان كه در فهم آن هيچ عرب و غيرعربى كه عارف به
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران : 96 .
( 2 ) . سوره نساء : 174 .
( 3 ) . سوره نحل : 89 .