تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
نزول نامبرده اعتماد شود و بالاخره روايت را بايد با آيه تأييد نمود و تصديق كرد نه اين‌كه آيه را تحت حكومت روايت قرار داد . به اين ترتيب اگرچه مقدار زيادى از اسباب نزول سقوط مىكند ، ولى آنچه از آنها مىماند كسب اعتبار مىكند و اساسا مقاصد عاليه قرآن مجيد كه معارفى جهانى و هميشگى مىباشند در استفاده خود از آيات كريمه قرآن نيازى قابل توجه يا هيچ نيازى به روايات اسباب نزول ندارند .

شان نزول عموميت و اطلاق آيات قرآنى را محدود نمىسازد « 1 »

بيشتر روايات وارده در اسباب نزول - علاوه بر ضعفى كه در سند آنهاست - صرفا تطبيق‌هايى است كه ناقل تاريخ بر آيات قرآنى مناسب آن حوادث كرده‌اند . با چشم‌پوشى از اين سخن هم بايد گفت : اين حوادث كه در روايات آمده ، نمىتواند عموم آيه‌اى از آيات قرآنى را مقيد كند و يا مطلق آن را مقيد بسازد ، چون اطلاق و تقييد دو حال از حالات لفظ هستند و حوادث خارجى نمىتواند در آن دخالت داشته باشد ، ظاهر متفاهم عرفى هم مساعد با آن نيست . اگر بنا باشد كه ظاهر آيات قرآنى به خاطر خصوصيت واقعه‌اى كه آيه در آن واقعه نازل شده ، دگرگون بشود و بدون اين‌كه در لفظ آيه دليلى بر تخصيص عموم آن يا تقييد اطلاق آن وجود داشته باشد ، صرف حادثه خارجى
هامش
( 1 ) . ترجمه تفسير الميزان : 5 / 607 .