و وقتى كه شيوع جعل و دس و مخصوصا دخول اسرائيليات و آنچه از ناحيه منافقين كه شخصا شناخته نمىشدند ساخته شده و داخل روايات گرديده است به مسأله نقل به معنى و آنچه در اشكال اول ذكر شد اضافه شود ، اعتمادى به اسباب نزول باقى نخواهد ماند .
بنابراين ، نبايد به اينگونه روايات كه اسباب نزول را نقل مىكنند و مخصوصا در مثل سوره انعام كه از سورههايى است كه يكباره نازل شده ، خيلى اعتماد نمود .
بله ، اين مقدار قابل اعتماد هست كه انسان از آنها كشف كند كه ارتباط مخصوصى بين آيات و وقايع ايام زندگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وجود دارد .
علاوه بر اين ، اختلاف مذاهب دينى هم در لحن اين روايات تاثير گذاشته ، هركسى آنها را به طرف مذهب خود سوق داده تا مذهب خويش را با آن توجيه و تاييد كند . همچنين جوهاى سياسى و انگيزههايى كه در هرزمانى حاكم بوده ، اثرى جدى در حقايق و معارف داشته و نگذاشته كه حقايق ، آن طور كه بوده باقى بماند ، بلكه در هالهاى از ابهام و اخفايش كرده است .
روشى صحيح در برخورد اسباب نزول
حديث در اعتبار خود به تأييد قرآن مجيد نيازمند است و روى اين اساس چنانكه در اخبار بسيارى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السّلام وارد شده است بايد حديث را به قرآن عرضه داشت .
بنابراين سبب نزولى كه در ذيل آيهاى وارد شده در صورتى كه متواتر يا خبر قطعى الصدور نباشد بايد به آيه مورد بحث عرضه و تنها در صورتى كه مضمون آيه و قرائنى كه در اطراف آيه موجود است با آن سازگار بود به سبب