تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
تنزيلى مستقل بپندارند و درباره چند آيه‌اى كه پشت سر هم نازل شده بگويند : آن آيه‌اش درباره‌ى فلان حادثه و آيه‌ى دومش درباره‌ى آن حادثه ديگر ، و سومش درباره‌ى آن حادثه ديگر نازل شده است ، و در نتيجه نظم چنين آياتى به هم خورده ، سياقش به كلى از بين برود ، و اين خود يكى از اسباب سستى و بىاعتبارى اين‌گونه روايات است . گواه اين سخن اين‌كه در خلال اين روايات تناقض بسيار به چشم مىخورد به اين معنى كه در بسيارى از آيات قرآنى در ذيل هرآيه چندين سبب نزول مناقض همديگر نقل شده كه هرگز با هم جمع نمىشوند حتى گاهى از يك شخص مانند ابن عباس يا غير او در يك آيه معين چندين سبب نزول روايت شده است . شاهد اين معنا سه روايتى است كه در شان نزول آيه
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ . . .
وارد شده است . اين سه روايت ، در عين اين‌كه هركدام داستان مخصوصى را نقل مىكنند ، در عين حال هرسه يك غرض را ايفا مىنمايند . اين معنا تنها در روايات وارده در شان نزول آيه مذكور نيست ، بلكه ساير روايات شأن نزول هم كه آيات قرآنى را با قصص و حوادثى كه در زمان آن حضرت اتفاق افتاده و مناسبتى با مضمون آن آيات دارد تطبيق مىدهد به همين منوال و از همين باب است ، و آيات مزبور نظرى به خصوص آن حوادث ندارد . ورود اين اسباب نزول متناقض و متهافت يكى از دو محمل بيشتر ندارد يا بايد گفت : اين اسباب نزول نظرى هستند نه نقلى محض و هريك از روات روايات متناقضه آيه را به يكى از قصه‌هاى مناسب خوابانيده كه غير از قصه‌اى