و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست . و اين خود شيوه و منهج ائمه اهل بيت عليهم السّلام است ، كه همواره يك آيه از قرآن را بر هرموردى كه قابل انطباق با آن باشد تطبيق مىكنند ، هرچند كه اصلا ربطى به مورد نزول آيه نداشته باشد .
عقل هم همين سليقه و روش را صحيح مىداند ، براى اينكه قرآن به منظور هدايت همهى انسانها ، در همهى ادوار نازل شده ، تا آنان را به سوى آنچه بايد بدان معتقد باشند ، و آنچه بايد بدان متخلق گردند ، و آنچه كه بايد عمل كنند ، هدايت كند ، چون معارف نظرى قرآن مختص به يك عصر خاص ، و يك حال مخصوص نيست ، آنچه را قرآن فضيلت خوانده ، در همه ادوار بشريت فضيلت است ، و آنچه را رذيلت و ناپسند شمرده ، هميشه ناپسند و زشت است ، و آنچه را كه از احكام عملى تشريع نموده ، نه مخصوص به عصر نزول است و نه به اشخاص آن عصر ، بلكه تشريعى است عمومى و جهانى و ابدى .
بنابراين هرگز مورد نزول آيهاى مخصص آن آيه نخواهد بود . يعنى آيهاى كه درباره شخصى يا اشخاص معينى نازل شده در مورد نزول خود منجمد نشده ، به هرموردى كه در صفات و خصوصيات با مورد نزول آيه شريك است سرايت خواهد نمود .
پس اگر مىبينيم كه در شان نزول آيات ، رواياتى آمده ، كه مثلا مىگويند :
فلان آيه بعد از فلان جريان نازل شد ، و يا فلان آيات درباره فلان شخص يا فلان واقعه نازل شده ، نبايد حكم آيه را مخصوص آن واقعه ، و آن شخص بدانيم ، چرا كه بايد بعد از انقضاء آن واقعه و يا مرگ آن شخص ، حكم آيه
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٢١٦