و از اينروى گروه انبوهى از محدثين صحابه و تابعين در صدر اسلام به ضبط و روايت اسباب نزول همت گماشته بودند و اخبار بىشمارى در اينباره نقل نمودهاند .
اين روايت از طرق اهل سنت بسيار زياد است و به چندين هزار روايت مىرسد و از طريق شيعه كم و شايد از چند صد بيشتر نباشد ، البته همه روايت هم مسند و صحيح نيست ، بلكه بسيارى از آنها غير مسند و ضعيفاند .
ولى تتبع اين روايات و تامل كافى در اطراف آنها انسان را نسبت به آنها بد بين مىكند .
نقش آراء شخصى راويان و اختلاف مذاهب در نقل روايات اسباب نزول
همهى آنچه در روايات اسباب نزول آمده و يا حداقل بيشترش ، نظريهى شخصى راويان است . به اين معنا كه بعضى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چون بعضى از آيات را قابل انطباق با بعضى از داستانها و وقايع دوران زندگى آن جناب مىديدند ، همان حادثه را سبب نزول آيه مىشمردهاند .
البته منظورشان اين نبوده است كه بگويند فلان آيه تنها به خاطر فلان حادثه نازل شده و با ذكر آن داستان شبهاتى را كه عارض بر آيه شده است ، رفع نمايند ، بلكه منظورشان اين بوده است كه اگر شبههاى در حدوث فلان حادثه و يا اشباه و نظائر آن هست ، با ذكر آيه ، آن شبهه بر طرف شود .
پس از آن مردم خيال مىكنند كه آيهى نامبرده اصلا دربارهى همان حادثه نازل شده ، و چه بسا همين عمل ، باعث شده كه يك آيه قطعهقطعه شود و يا چند آيه كه در يك سياق قرار دارند ، تكهتكه گردند ، و هرتكهاش را داراى