همان شب به مقام رسالت هم رسيد ، چون سوره مدثر او را امر به تبليغ نمود ، ولى اين مفسر هرگز نمىتواند برطبق گفتههاى خود دليلى از كتاب يا سنت بياورد .
و عجب اينجا است كه مسأله را از مسلمات گرفته ، درحالىكه چنين نيست .
اما از نظر سنت مسلم نيست ، براى اينكه كتب سنت - چه آنها كه علماى اهل سنت تأليف كردهاند ، و چه آنها كه علماى اماميه تأليف كردهاند - همه بعد از دو قرن و بيشتر از عصر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تدوين شدهاند ، هرچند كه مفسر نامبرده اين اشكال را منحصرا به كتب شيعه وارد دانسته ، ولى تمامى كتب عامه نيز اينطور بودهاند ، اگر در روايات شيعه دسيسه شده باشد ، در روايات عامه نيز شده است .
و اما كتب تاريخ علاوه بر اينكه متعرض اين جزئيات نشده ، احتمال دسيسه در آنها بيشتر است ، و اگر بيشتر هم نباشد ، لااقل مانند كتب حديث در معرض آن بوده است .
و اما كتاب خدا كه براى هراهل فنى روشن است كه دلالت آيات آن بر مساله بعثت ، قاصرتر از دلالت روايات است ، بلكه مىتوان گفت آيات قرآن ، بر خلاف آنچه مفسر نامبرده در مساله بعثت گفته دلالت دارد ، و رسما افسانه و بافتههاى او را تكذيب مىكند . چون سوره علق - بهطورى كه اهل حديث گفتهاند و به شهادت پنج آيه اول آن - اولين سورهاى بوده كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شده و احدى از مفسرين نگفته و حتى احتمالش را هم نداده كه تكه تكه نازل شده باشد ، و حداقل احتمال مىدهيم كه يكباره نازل شده باشد ،
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص١٨٢