هم نبى بوده ، و نماز مىخوانده ، با اينكه هنوز قرآن بر او نازل نشده بود ، و سوره حمد كه جزء نماز است نيامده ، و مأمور به تبليغ نشده بود .
و اما سوره حمد ، مدتها بعد از بعثت نازل شد ، و اگر نزولش بلافاصله بعد از سوره علق بود ، و به قول اين مفسر در قلب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطور كرده بود ، جا داشت بفرمايد : " قل بسم اللّه الرحمن الرحيم ، الحمد للّه رب العالمين . . . " و يا بفرمايد : " بسم اللّه الرحمن الرحيم قل الحمد للّه رب العالمين . . . " .
و نيز لازم بود كه در اين سوره گفتار در جمله
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
تمام شود ، زيرا بقيه سوره از غرض بيگانه است از طرفى ختم شدن سوره در جمله
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
از نظر بلاغت قرآن شريف مناسبتر و لايقتر بود .
بله ، در سوره حجر كه به شهادت مضامين آياتش از سورههاى مكى است فرموده :
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
« 1 » . و مراد از كلمه سبع مثانى سوره حمد است كه در آيه شريفه در مقابل قرآن عظيم قرار گرفته و اين منتها درجه تجليل و تعظيم از سوره حمد است ولى با همه اين احوال ، سوره حمد قرآن ناميده نشده ، بلكه هفت آيه از آيات قرآن معرفى شده به دليل اينكه آيه :
كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ
« 2 » همه قرآن مثانى خوانده شده و در آيه سوره حجر سوره حمد هفت عدد از آن مثانى خوانده شده است . و با اين حال از آنجا كه سوره حجر مشتمل بر نامى از سوره حمد است ، معلوم مىشود سوره حمد قبل از سوره حجر نازل شده است .
هامش
( 1 ) . سوره حجر : 87 .
( 2 ) . سوره زمر : 23 .