اين آيات به وى وحى شد . به خاطرش رسيد از جبرئيل بپرسد : چگونه پروردگار خود را ياد كند ، دوباره جبرئيل خود را به وى نشان داد و تعليمش داد كه بگويد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
تا آخر سوره حمد ، و سپس كيفيت نماز را به او ياد داد ، و از نظرش غائب شد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خود آمد در حالى كه اثرى از جبرئيل نيافت ، تنها از آنچه ديده بود ، تعبى و كوفتگى در خود احساس كرد ، تعبى كه همواره بعد از ديدن جبرئيل به او دست مىداد ، و چون اولينبار بود كه به چنين منظرهاى بر مىخورد و نمىدانست كه از طرف خدا مبعوث به نبوت و هدايت خلق شده ، لذا وقتى به خانه درآمد از شدت خستگى آن شب را تا به صبح خوابيد . صبح آن شب مجددا فرشته وحى نزد او برگشت و اين سوره را بر او نازل كرد :
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ
« 1 » .
آنگاه مفسر نامبرده مىگويد : پس معناى نازل شدن قرآن همين نازل شدن سوره حمد است ، كه در ماه رمضان و مصادف با شب قدر نازل شده است . و اما آنچه در كتب شيعه ديده مىشود كه بعثت در روز بيست و هفتم رجب بوده ، رواياتى است كه علاوه بر اينكه جز در بعضى از كتب شيعه كه تاريخ تاليفش جلوتر از قرن چهارم هجرت نيست ، يافت نمىشود مخالف كتاب خدا نيز هست ، چون متوجه شديد كه كتاب خدا نزول قرآن را در ماه رمضان دانسته است .
سپس اضافه مىكند : در اين ميان ، روايات ديگرى هست مؤيد آن روايات كه مىگويد معناى نزول قرآن در ماه رمضان اين است كه قرآن قبل از بعثت
هامش
( 1 ) . سوره مدثر : 2 - 1 .