5 - مفاتيح الغيب ( تفسير كبير )
تأليف : امام فخر الدّين محمّد بن عمر بن حسين بن حسن بن على رازى متوفى به سال 606 ه . ق . « 28 »
علّامه طباطبائى آراء و اقوال نسبتا زيادى را از رازى نقل كرده و اكثر آن اقوال را به نقد و تحليل نهاده است . تفسير الميزان حاوى تعداد قابل توجّهى از آراء رازى و ردّ اين آراء مىباشد . بهعبارتديگر ، استناد علّامه به مفاتيح الغيب تنها به منظور بيان نظريّات رازى است و اگر نگوئيم كه همه منقولات از رازى را به بررسى نهاده و نقد نموده ، لااقل اكثر نظريات وى را مورد نقد و بررسى قرار داده است . علّت اين است كه علّامه طباطبائى از عدليّه « 29 » مىباشد . بر خلاف رازى كه از جبريه « 30 » است . دليل ديگر اينكه رازى نه تنها به جنبه كلامى اهتمام
هامش
( 28 ) - طبقات المفسرين تأليف : داودى : 2 / 214 به بعد .
( 29 ) - معتزله به عدليه معروف شدهاند ( مقدمهء كشّاف ، تأليف : زمخشرى ، بيروت ، انتشارات دار المعرفه : 1 / 18 ) و شهرستانى ، الملل و النحل ؛ تحقيق عبد العزيز محمد وكيل ، قاهره ، مؤسسهء حلبى : 1 / 43 و ( ن . ك : د . على سامى النشّار ، نشأة الفكر الفلسفى فى الاسلام ، قاهره ، انتشارات دار المعارف ، 1977 م ، چ 7 ، 1 / 432 ) .
دكتر احمد محمود صبحى در توضيحى علّت اين نامگذارى مىگويد : شايد اكثر نظريّات معتزله كه رابطه خدا با انسان را تفسير كرده است يا به عبارت بهتر مفهوم عنايت ، تحت اصل عدل مندرج باشد بلكه اصول سهگانه باقيمانده ، متفرّع بر اصل عدل و در ذيل آن باشد . ( ن . ك : فى علم الكلام ، مؤسسة الثقافة الإسلامية ، اسكندريه ، 1978 ، 1 / 149 ) .
در اين اصطلاح ، شيعه با معتزله مشتركند زيرا عدل در نزد شيعه از صفات ثبوتى و كمال الهى قلمداد مىگردد . ( محمد رضا مظفر : عقايد الاماميه ، بيروت ، انتشارات دار الغدير ، ص 40 به بعد ) .
آنچه از اصول پنجگانه بعد از توحيد و عدل باقى مىماند يعنى ( نبوّت - امامت - معاد ) در اصل عدل تبلور مىيابند . زيرا نبوّت و امامت ، لطفى از جانب خداست و در معاد ، افراد مطيع ثواب مىبينند و تبهكاران گرفتار عذاب مىشوند . هر كسى به اندازهء اعمال خوب يا بد كه از دنيا فرستاده پاداش يا عذاب مىبينند . ( همان كتاب ص 49 ، 65 ، 126 ) .
پس عدليّه ، اصطلاحى است كه مىتوان آن را توسعه داد و به كسانى اطلاق نمود كه عدل را بعنوان اصل اعتقادى بدين صورت مىپذيرند . شهرستانى با اشاره به اين مطلب مىگويد : « به همين دليل شيعه در اصول به عدل تمسك جستهاند .
اگر چه با تحقيقى دقيق مىتوان اذعان كرد كه عدل بعنوان يك اصل اعتقادى در نزد شيعه با همه فروع و دلايل آن ، بر بحثهاى معتزله سبقت دارد » .
( 30 ) - شهرستانى مىگويد : جبر ، نفى فعل بطور حقيقى از بندگان و نسبت دادن آن به پروردگار متعال است . جبريّه چند دستهاند : جبريّهء محض : كه بطور كلّى براى انسان هيچگونه فعل و قدرتى را بر انجام فعل ، قائل نيستند . جبريّه