تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هم متّصف به آن صفت باشد ، بلكه اتّصاف در آينده است . مثلا : اگر در شب حكم كرديم به اينكه هوا چند ساعت ديگر روشن خواهد شد - كه حكم حقى است - اين گفته : روشنى هوا در شب را ايجاب نمىكند و نيز اگر گفتيم كودك پس از 80 سال پير و فانى مىشود ، مستلزم اين نيست كه در زمان حكم نيز پير و فانى باشد . پس آيه شريفه :
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ
- خبر از جانب خداست كه در روز قيامت گروهى شقى و گروهى ديگر سعيداند - اگر حكم به شقاوت و سعادت آنها شده حكمى است كه الآن صادر كرده ، كه در قيامت چنين و چنان خواهند شد و مسلّم است كه حكم خدا در ظرف خودش تخلّف ندارد و گرنه لازم مىآيد كه خبر خداوند دروغ و علمش جهل شود و معناى آيه اين نيست كه خداوند الآن حكم كرده به اينكه هم اكنون يا براى هميشه چنين و چنان خواهند بود . امّا روايتى كه از رسول خدا ( ص ) نقل كرده « و لكن كلّ ميسر لما خلق له » دالّ بر جبر نيست . بلكه بر اين مطلب دلالت دارد كه آنچه براى انسان از سعادت و شقاوت پيش آيد ، دو گونه است : يكى ضرورت و قضاى حتمى كه تغييرپذير نيست و ديگرى امكان و اختيار ، كه براى انسان ميسّر است تا با عمل و اكتساب بسوى آن گام بردارد . دعوت الهى از جنبه دوّم متوجّه انسان است نه از جنبه اوّل . چرا كه دوّمى با عدل الهى و اصل ترتّب پاداش بر اعمال در روز قيامت ، ملازمه دارد . در نتيجه علم خداوند به عمل انسان ، موجب سلب اختيار و اثبات جبر نيست ، هر چند كه معلومات خداوند از علمش تخلف نمىكند . « 32 » در مورد دهرى بودن فرعون و اينكه آيا منكر وجود صانع بوده يا نه ، علّامه كلامى از رازى نقل كرده كه مفاد آن اينست : « فرعون مردى دهرى و منكر وجود خالق بود و گفت : مدبّر اين عالم خاكى ستارگان هستند » . و خود را مدبّر امور خلائق و مربّى آدميان مىدانست . پس اينكه گفت :
( أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى )
:
هامش
( 32 ) - الميزان : 11 / 19 - 21 ، 39 ؛ هود : 105 .