معتزله « 15 » منافات دارد ، ذكر مىكند . همان گونه كه زمخشرى « 16 » و رازى و مفسّران ديگر در بيان مناسبت و نظم ميان آيات معروفاند ، علّامه نيز مسئله مناسبت ميان آيات و بيان حالتهاى مختلف آن را در ضمن سياق آيه مورد توجّه قرار داده است .
روش فلسفى : دانستيم كه فلاسفه افكار و مبانى از پيش ساخته فلسفى را بر آيات تحميل كردهاند . كه از آن جمله : فارابى ( متوفى با سال 239 ه . ق ) و ابن سينا ( متوفى به سال 448 ه . ق ) مىباشند . امّا علّامه براى توضيح بيشتر مطالب قرآنى ، پارهاى از مباحث فلسفى را مطرح كرده و يا نظرات فلسفى را كه مخالف مطالب قرآنى باشد ، ردّ مىكند .
روش علّامه در تفسير آيات الاحكام بعنوان يك روش فقهى خاص و ممتاز مانند روشهاى فقهى شناختهشده مفسّرينى مانند : جصّاص ( متوفى به سال 370 ه . ق ) « 17 » و قرطبى ( متوفى به سال 171 ه . ق ) « 18 » نيست . علّامه در تفسير آيات الاحكام آن مقدار كه بيانگر حكم فقهى باشد اكتفا نموده است و از نقل آراء فقها و مناقشات آنها خوددارى كرده و معتقد است كه ذكر آنها از جمله موانع تفسير مىباشد و جاى آن در كتب فقهى است .
تفسير باطنى : علّامه در دستيابى و كشف معانى آيات از يافتههاى ذوقى پيروى نكرده است . همچنانكه صوفيه در گذشته اين گونه عمل مىكردهاند ، بلكه گاهى اوقات ، معناى خاصّى را از آيه استفاده مىكند كه از ظاهر آيه بدست نمىآيد ولى نه بعنوان اينكه مقصود اصلى آيه ، آن معانى باطنى باشد . « 19 » بر خلاف
هامش
( 15 ) - جوينى : منهج الزمخشرى فى تفسير القرآن : ص 142 ، ن . ك : الكشّاف : براى مثال : 1 / 155 و 2 / 298 و 530 و 3 / 416 ، 4 / 5 و 253 ، 258 .
( 16 ) - الكشاف بعنوان مثال : 2 / 187 ، 338 و 3 / 129 .
( 17 ) - مفاتيح الغيب : بعنوان مثال : 8 / 118 ، 10 / 140 ، 24 / 176 .
( 18 ) - صفحه 152 همين كتاب .
( 19 ) - نگاه كنيد صفحهء 147 به بعد همين كتاب .