موضع علّامه در مورد نظريات علمى جديد ، در تفسير بدين گونه است كه احيانا بخشى از اين نظريات را گرفته و در تائيد اشارههاى علمى قرآن از آنها استفاده مىكند ولى سعى دارد آيات را تحت الشعاع مسائل علمى مادى قرار ندهد آنگونه كه بعضى از مفسّران از جمله شيخ طنطاوى جوهرى چنين كردهاند . « 30 »
در پايان پيشنهاد مىكنم : به خواست خداوند متعال تلاشهايى در جهت خلاصه نمودن الميزان انجام گيرد و اين مهمّ با حذف برخى از مباحث روايى و اكثر بحثهاى گوناگون ديگر صورت گرفته و به قسمت « بيانات » و مباحث قرآنى مطروحه در آن و ذكر آنچه كه از مباحث روايى متناسب است مانند : شأن نزول و آنچه بيانگر نص قرآنى است ، بسنده شود تا توسعه اين تفسير و دستيابى به مطالب ارزشمند آن آسان گردد .
پيشنهاد ديگرم اينست كه : عنوان ( كتاب علمى ، فنى ، فلسفى ، ادبى ، تاريخى ، روائى ، اجتماعى ، جديد ، تفسير قرآن به قرآن ) كه در اوّلين صفحه هر جلد از مجلدات 20 گانه ( الميزان ) نوشته شده است برداشته شود زيرا عناوين مذكور با حقيقت روش تفسيرى علامه سازگار نيست و بجاى آن عبارت ( الميزان تفسير قرآن به قرآن ، عصرى ، داراى مباحث قرآنى متنوع ، كه براى استفاده و روشنگرى نگاشته شده است ) گذاشته شود .
هامش
( 30 ) - نگاه كنيد ص : 258 - 260 همين كتاب .