باطنيّه كه تنها باطن آيات را مقصود دانسته و ظاهر آيات را مقصود نمىدانند ، علّامه در مواردى كه در تفسير باطنى از ائمه ( ع ) نقل كرده از قبيل « جرى و انطباق » دانسته است يعنى اين گونه معانى باطنى از قبيل مصاديق غير ظاهرى است كه مقصود ظواهر آيات نمىباشد .
در بحث از روش عقايدى علّامه طباطبائى : گفتيم كه ايشان به عقايد شيعه معتقد بوده و در هيچ موضوعى از آن روىگردان نبوده است . حتّى در مواردى كه به مناسبت مقام آيات قرآنى بحث عقلى مطرح ساخته و در آن امعان نظر مىكند و يا بعضى از آنها را تأويل مىنمايد و بخاطر نفى تشبيه و تجسم از خداوند سبحان ، آن را بر نوعى از مجاز حمل مىكند ، از محور عقايد شيعه خارج نشده است .
همچنانكه در بين مفسّران كسانى بودند كه از عقايد خود در تفسير آيات قرآنى حمايت و دفاع مىكردند و روشى نزديك به روش علّامه را به كار مىگرفتند . بعنوان مثال از رازى اشعرى مىتوان نام برد كه بعضى از آيات قرآنى را كه ظواهر آن موهم تشبيه و جسميّت خداوند سبحان است به تأويل برده است . « 20 » همانطوركه وى از مذهب جبرى خويش دفاع كرده و در خلال آن چيزى را كه اشاعره آن را « كسب » مىگويند ، مطرح كرده است و در تفسير خويش بر مذهبش وفادار مانده و عقايدى مانند : جواز رؤيت خداوند ، « 21 » قديم بودن قرآن « 22 » و ديگر عقايد اشاعره را مطرح ساخته است . زمخشرى هم مانند ساير معتزله در تفسير آيات قرآنى ، عقل را به كار گرفته است و در تقرير عقايد اعتزال در نفى صفات « 23 » و مخلوق بودن قرآن « 24 » و نفى رؤيت « 25 » و اختيارى بودن افعال « 26 » و ديگر عقايد معتزله از لغت و بلاغت
هامش
( 20 ) - مفاتيح الغيب : بعنوان مثال : 2 / 132 ، 152 ، 12 / 43 ، 152 ، 12 / 43 ، 19 / 77 ، 25 / 24 ، 28 / 162 .
( 21 ) - مفاتيح الغيب : بعنوان مثال : 3 / 85 ، 13 / 124 - 128 ، 30 / 226 .
( 22 ) - مفاتيح الغيب : بعنوان مثال : 22 / 140 ، 27 / 187 .
( 23 ) - الكشّاف : بعنوان مثال : 1 / 627 ، 2 / 530 ، 3 / 194 ، 416 ، 4 / 253 .
( 24 ) - الكشّاف : بعنوان مثال 2 / 465 ، 3 / 475 - 476 .
( 25 ) - الكشّاف : بعنوان مثال 1 / 282 ، 2 / 41 .
( 26 ) - الكشاف : بعنوان مثال 1 / 155 ، 2 / 298 ، 4 / 258 .