تفاسير و كتب حديث شيعه استناد نموده است .
در مسئله اسناد روايات ، اگر چه اهتمام اهل حديث نسبت به اين اسناد متفاوت بوده است ، ليكن طبرى در ذكر سند و ثبت اسامى راويان ، امين و دقيق است . « 8 »
اين ويژگى تفسير طبرى بيانگر نياز شديد آن زمان به ذكر سند بوده است .
وى با اين كار ، خدمت بزرگى در حفظ اسناد و نام رجال حديث نموده ، امّا در زمان ما ذكر اسناد فايدهاى ندارد ، در صورتى كه هرگاه احاديث به منابع اصلى مستند گردد . علّامه همين روش را برگزيده و تا حدّ زيادى ملتزم به ذكر منبع روايت يا حديث مىباشد . ( و نه سلسله سند ) .
در بحث روش تفسير لغوى : گفتيم كه چگونه طرفداران اين روش ، لغت را حاكم دانسته و براى توضيح آيات در معانى لغوى تعمّق كردهاند . اين دسته از مفسّران مانند : فرّاء ( متوفى 207 هجرى قمرى ) و ابو عبيده ( متوفى 210 هجرى قمرى ) و ديگران ، « 9 » با استمداد از لغت و علم نحو ، سعى در تفسير آيات داشتند كه اين طرز تفكّر در روش تفسيرى بر گروهى ديگر از مفسّران مانند : طبرسى ( متوفى 548 هجرى قمرى ) و ابو البركات ابن الانبارى ( متوفى 577 هجرى قمرى ) و ابو حيّان ( متوفى 745 هجرى قمرى ) و ديگران تأثير گذاشت .
كسى كه مجمع البيان طبرسى را مطالعه مىكند با مباحث زيادى در لغت و اعراب مواجه مىگردد . همانند ساير مفسّران لغوى ، طبرسى نيز اهميّت زيادى به مفاهيم و مدلولات الفاظ و كلمات آيات داده و آراء اهل لغت را نيز نقل كرده ، همچنانكه اضداد و اشتقاق الفاظ و نظاير آن را ذكر نموده است . « 10 » طبرى همچون ابو عبيده و ديگران از شواهد شعرى زيادى در تقريب الفاظى از قرآن كه از ذهن
هامش
( 8 ) - الطبرى : تأليف دكتر حوفى : ص 110 - 111 .
( 9 ) - نگاه كنيد صفحهء 154 به بعد همين كتاب .
( 10 ) - الطبرسى مفسرا : محمود بسيونى ، دانشگاه الازهر ، 1974 م ، رسالهء خطى دكترا ، ص 165 و ن . ك : مجمع البيان :
1 / 199 ، 3 / 209 ، 4 / 518 .